زشهر کوفه به گوشم رسد صدای علی
غریو گریه و آوای ناله های علی
سکوت غربت دلتنگ کوفه میداند
که چاه بود و شب و بانگ هایهای علی
به عشق جان پیمبر به سوی مرگ شتافت
ببین چه مایه صفا بود در وفای علی
به نام دین خدا بسکه حیله ورزیدند
زمانه همچو قفس تنگ شد برای علی
ز پیروان دروغین بسا به ناله نشست
ولای مردم صد رنگ شد بلای علی
گروهِ مردم تقوا فروش نفس پرست
گره زدند به دست گره گشای علی
زراه خدعه چو قرآن به نیزه ها کردند
دگر نداد کسی تن به اقتدای علی
همان کسان که علی را به خانه بنشاندند
به گریه ها بنشستند در عزای علی
نگر به پستی دنیا که چون "معاویه" یی
لب پلید گشاید به ناسزای علی
برو به کوفه و با گوش دل به ظلمت شب
زچاه ها بشنو بانگ ربـّــنای علی
زخطبه ها ی علی ، دل به لرزه میافتد
بلیغ تر زعلی کیست، جز خدای علی؟
گل مدینه و فرزند مکّه را کشتند
مگرچه بود به جز عدل، مدّعای علی؟
شبی که قاتل خود را گرسنه می پنداشت
نخواست شیر بنوشد،ببین حیای علی
اگر که حال مناجات نیمشب داری
به ناله لب بگشا همره دعای علی
به جانفدایی او زنده شد شریعت حق
زفقر خود خجلم، جان من فدای علی
به ادّعا نتوان شیعه بود، شیعه کسیست
که پای خود بگذارد به جای پای علی
مرحوم مهدی سهیلی
19 تیر ماه 1361
