تبليغاتX
...شب نوشته ها


...شب نوشته ها

با سپاسگذاری زندگی کردن، یعنی از هر لحظه ی این هدیه ی گرانبهای خدایی لذت بردن!
الزاما نباید بگوییم خدایا شکرت!ما میتوانیم سپاس خود را با شادی و عشقمان به زندگی و به خداوند تقدیم کنیم....سپاسگذاری یکی از راههای مهم ابراز عشق است... وقتی قدردانی ما به حد کمال برسد عشق خود را بی دریغ نثار می کنیم چون می دانیم عشق ما را پایانی نیست... چرا که ما از خداوندیم

و خداوند یعنی همه چیز...
                                                                                                 

 

                                                                                                                 میگل روییز

این مطلب توسط فرگل در شب نوشته ها نگاشته شده است.

نگاشته شده در دوشنبه 20 آبان1387ساعت 2:29 به قلم شب نویس| |

هر گاه به نقطه ای کور می رسم به یاد می آورم گذشته را.....

من آن روزها چقدر تنها بودم.... چقدر قلبم تاریک بود و امید گویی در بستر مرگ به خواب ابدی فرو رفته

بود....  ثانیه ها چه گنگ بودند و روزها چه خسته... کوهها خاموش بودند و جاده ها منتظر....

ناگاه کسی مرا صدا زد .... کسی که رنگ چشم هایش با همه فرق داشت .... آری او مرا صدا زد و نقش

همه ی فصل های سبزی را که مدتها بود در خاطرم رنگ باخته بود را دوباره رنگ زد.... و خورشید را از

پشت ابرهای تیره بیرون کشید تا دوباره آسمانم آفتابی باشد و من با تمام وجود حس کردم آن گرمایی را

 که خون یخ زده ام را دوباره به جریان انداخت... 

من دگر آموخته ام گاه آسمان زندگی را غرق در لبخند خورشید ببینم و گاه در گریه های ابر....آموخته ام

 هرگاه باریدن گرفت شیشه های غبارگرفته را پاک کنم و به انتظار مهمانی خورشید

 و رنگین کمان بنشینم....

زندگی چیز عجیبی ست! دریایی که گاه بستر آرام ماهی هاست و گاه بستر مرگ!

در این دریای متلاطم چشم من به ساحل آرام است.... موج راه را می داند...

ومن خود را به آغوش امواج میسپارم .... اگرچه راه دشوار باشد ولی می دانم که این امواج

 مرا به ساحل خواهند رساند....

تقدیم به سجاد عزیز و دیگر دوستان خوبمان....

                                                                                                               فرگل

نگاشته شده در دوشنبه 13 آبان1387ساعت 7:38 به قلم شب نویس|

خدایا بابت این لبخندی که بر لبان من و هموطنانم جاری کردی در این چند روزه صمیمانه و از ته دل تو را شکر میگویم.خدایا دوستت دارم...

 

نگاشته شده در پنجشنبه 9 آبان1387ساعت 0:54 به قلم شب نویس|

الان تو سایت موج مطلبی که سرکار خانم سحر گلکاری حق با عنوان آقای خاتمی ما را از یاد نبرید! نوشتند رو خوندم.واقعاْ تحت تاثیر قرار گرفتم و خوشم اومد.هیچ شناختی از ایشون نداشتم و ندارم.اسمشون رو که جستجو کردم تونستم وبلاگشون رو پیدا کنم.خیلی وبلاگ باحالی دارن و واسه من و امثال من که تازه اول راه هستیم عالی به نظر میرسه.به همین خاطر لینک وبلاگ ایشون رو هم داخل پیوندهام قرار میدم که شما هم استفاده کنید.با کسب اجازه از سایت موج سوم(پویش((کمپین))دعوت از خاتمی) و خود سرکار خانم گلکاری مطلب ایشون رو که در این سایت آمده به روی شب نوشته ها هم می نگارم که دوستداران شب نوشته ها هم لذت ببرند...

                             برای دیدن این مطلب روی ادامه مطلب کلیک کنید ...

 


بقیش اینجاست
نگاشته شده در چهارشنبه 8 آبان1387ساعت 1:8 به قلم شب نویس| |

امشب بعد از بخش خبری ساعت 21 شبکه اول تلویزیون مستندی پخش شد که ساخته ی خبرنگار واحد مرکزی خبر،کامران نجف زاده بود.همون کامران نجف زاده ای که یه زمانی گزارش هاش عشق من و خیلیای دیگه مثل من بود.موضوع های جالبی رو انتخاب میکرد.تا صداش میومد سریع میودیم پای تلویزیون که ببینیم اینبار چی آورده.اما از وقتی وارد سیاست شد(از وقتی 20:30 لعنتی شروع شد)اکثر خبرنگارای واحد مرکزی خبر که وارد اون بخش خبری شدن از محبوبیتشون کم شد،طوری که حتی واسه گزارشهای ناب کامران نجف زاده دیگه هیچ کس تره هم خورد نمی کنه.

بگذریم!!!این مستند که امشب پخش شد درباره سفر آقای دکتر احمدی نژاد به نیویورک بود واسه سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل که امسال هم مثل سه سال گذشته اتفاق افتاد.معلوم بود که نجف زاده و بقیه حسابی واسش وقت گذاشتن.معلوم بود که حسابی روی این گزارش کار شده بود.

کامران نجف زاده در اول این مستند وقتی که داخل هواپیماست میگه که با خودم تصمیم گرفتم که اینبار هم واقع گرایی کنم و هر چی که هست بگم.اما آیا واقعاً در گزارشات و مستنداتی که در رابطه با عالم سیاست به سفارش صدا و سیما ساخته میشه تمام واقعیت ها گفته میشه؟!؟!؟!؟!!!!ایشاالله که اینطور باشه!!!من که تو این مستند فقط طرفداری از احمدی نژاد دیدم به جز یکی دو تا صحنه که یهودیا جلوی محل اقامت احمدی نژاد و جلوی سازمان ملل تجمع کرده بودن که اگه اونا رو هم نشون نمی دادن دیگه هیچی!!!!!!

در این مستند چیزای جالب زیاد دیدم!!!

یه جاییش دیدم که دکتر احمدی نژاد به مزاح و شوخی در جمع دانشجویان نیویورک می پردازند!!!.یه خانمی از ایشون سوالی کرد و ایشون هم در جواب اون خانم گفتند که اگه میخوای خوب و بد رو از هم تشخیص بدی به حرفای احمدی نژاد گوش بده!!!همه خندیدند.ولی واقعاً این حرف تا چه حد با مزه بود؟(یه نظر سنجی میزاریم)

در بخش دیگری از این مستند دکتراحمدی نژاد قصد شروع سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل رو داشتند که صدای نجف زاده روی تصویر سوار شد و درباره ی قضیه مطرح شده در سال اول شرکت آقای احمدی نژاد در همین مجمع حرف زد.قضیه معروف هاله نور!!!نجف زاده از احمدی نژاد درباره هاله نور پرسید و ایشون هم با خنده جواب داد که هاله نور کجا بود؟در صورتی که در فیلمی که از دیدار احمدی نژاد با آیت الله جوادی آملی در بین مردم پخش شد میبینیم که آقای احمدی نژاد خودشون با چنان هیجانی این قضیه رو واسه آیت الله جوادی آملی تعریف می کنن که یکی از دوستان نزدیکشون که اونجا همراه ایشون بوده هنگام سخنرانی ایشون تو مجمع عمومی هاله نوری دور سر ایشون دیده!!!هممون قبول داریم که آقای احمدی نژاد این حرف رو نزده و یکی از دوستان ایشون اینو بهش گفته ، اما چرا دیگه اینو بارها تو هرجایی نشستن گفتن که آخر بخوان تکذیبش کنن؟(تکذیب:واژه ای که در دولت نهم از زبان هر دولت مردی بارها شنیده می شود!!!!) امیدوارم آقای احمدی نژاد به این ضرب المثل اعتقاد داشته باشند که تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها.قضیه هاله نو رو که منه حقیر یا افرادی مثل من نگفتن،خیلی از همونایی که به اصطلاح دوستدار و حامی شما هم هستند تکرار کردن.

در جای دیگری از اسن مستند کامران نجف زاده با فقیران و بیچارگان نیویورک مصاحبه میکنه که همشون یا بیسواد هستن یا معتاد و یا ...

از این مدل افراد تو ایران خودمون کم نداریم.این افراد تو ایران چه وضعیتی دارن که ما حالا بیایم بگیم مردمی در نیویورک به این شکل هستند!!!بهتره یه آمار جدی و واقعی بگیریم و باور کنیم که بدبخت بیچاره های ایران هفتاد میلیونی خیلی بیشتر از آمریکای سیصد میلیونیه.

((بحث انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا داره تو این روزها به اوج خودش می رسه)) این حرف نجف زاده تو جای دیگه ای از این مستنده و میاد گریه ی چندتا از نامزدهای انتخابات های دوره قبل ریاست جمهوری آمریکا رو نشون میده که با این کارش فقط قصد تخریب دکتر سید محمد خاتمی(رئیس جمهور محبوب ایران در سالهای 76 تا 80) رو داره که سال 80 که واسه ثبت نام برای انتخابات هشتم ریاست جمهوری به وزارت کشور رفته بود اشک تو چشماش جمع شده بود.اشک و گریه ای در کار نبود که مخالفین اینقدر کردنش تو ساز و کرنا.اگر هم بود به حق بود.چون خاتمی مردی بود که همه جوره مردم رو دوست داشت.هر کاری کرد واسه مردم بود.خاتمی اگر هم گریه کرد واسه این بود که می ترسید که تو 4 سال بعدی نتونه به وعده هاش عمل کنه.اما دیدیم که تونست و آخر بعد 8 سال با خنده رفت.من در جایگاهی نیستم که بتونم انتقادی از احمدی نژاد کنم چون نه همسن و سال ایشون هستم و نه سوادم اندازه ی ایشونه و به عنوان یه پسر 22 ساله ایرونی به کامران نجف زاده هم میگم که تو هم در جایگاهی نیستی که بخوای خاتمی و امثال اون رو که هزاران بار بیشتر از دکتر احمدی نژاد برای انقلاب و ایران زحمت کشیدن خراب کنی که با این تیکه مستندت خاتمی رو با کلینتون یکی میکنی!!!!خاتمی کجا و کلینتون کجا!!!کلینتونی که چندین بار به اتهام ارتباط با منشی دفترش در رسانه های مطرح دنیا تیتر شده لیاقت مقایسه شدن با خاتمی را ندارد.

اما خوب من کوچکتر از آن هستم که کامران نجف زاده را نصیحت کنم ولی به عنوان یک برادر کوچک بهت میگم که ما تو رو با گزارشهای سیاسی نمی خوایم.ما تو رو اونجوری میخوایم که زندگی کفاش رو به تصویر کشیدی.اونجوری که درباره حضرت علی اصغر میگفتی و عاشورای حسین.اونجوری میخوایمت که درباره زندگی خوابگاهی گفتی و ...

البته حق هم داری.تو صدا و سیمای اصولگرای ایران که هستی مجبوری اینجوری برخورد کنی و اینجوری بگی.بالاخره تو هم باید خرج زندگیتو دراری.

در آخر مستند نجف زاده از احمدی نژاد پرسید که فکر میکنید در آینده چه تصویری از شما تو ذهن مردم باشه که بازم یه جواب خاص احمدی نژادی شنیدیم:یه قطره از اقیانوس مردم ایران.

امیدوارم همینی باشه که خود آقای احمدی نژاد میگه.ولی واقعاً چه خوبه قبل از اینکه دست به کاری بزنیم که به زندگی هفتاد میلیون آدم بستگی داره یه کم فکر کنیم که اگه اشتباه کردیم جواب خدا و این همه آدم رو چه جوری میخوایم بدیم.یه کم فکر کنیم که روز حسابی هم هست!!!!

 

به امید عزت و جلال هرچه بیشتر ایران عزیزم

 

  

نگاشته شده در چهارشنبه 1 آبان1387ساعت 2:15 به قلم شب نویس| |


Design By : Night Skin