تبليغاتX
...شب نوشته ها - سلامی از روی احترام همراه با شرمندگی


...شب نوشته ها

 

از اون روزایی که واسه آخرین بار اومدم روزهای زیادی،اندازه ی یک عمر برام گذشت.روزهایی که خیلی از آنها را با احساس دلتنگی برای شما و شب نوشته ها سپری کردم.روزهایی که اتفاقات زیادی را در پی داشت و دریغ از اینکه شب نوشته ها فعالیتی داشته باشه.

این چند وقته اصلاً مثل دفعه های قبل مشکل روحی نداشتم و دلایلی سبب جدایی من از شما شده بود.

روزهایی که گذشت خاطرات بد و خوب زیادی رو همراه خودش داشت.هم برای ایران خوبم هم برای شخص خودم.

زودتر از این ها باید خدمت می رسیدم و عرض ارادت میکردم و فرارسیدن سال جدید رو تبریک میگفتم، اما نشد.الان هم که بعد مدتی تقریباً طولانی (فکر می کنم یک ماه و نیم) پیشتون اومدم تنها به خاطر دلتنگی برای همه شماست ودلیل دیگری جز این نمیتونم پیدا کنم و چون بنا به دلایلی مجوز استفاده از اینترنت را ندارم یکی از دوستای خوب و عزیز و دوست داشتنیم قبول زحمت کردن این پست رو قراربدن.

اومدم بگم هنوز اونقدر بی معرفت نشدم که دوستای خوبم و حتی خود شب نوشته ها رو فراموش کنم.

اومدم تا بگم سال نو همتون مبارک باشه، سالی که از اولش یه جورایی میشه گفت پربرکت بوده و هست و خدا به ما ایرانیا نشون داد که هنوز فراموشمون نکرده.خدا بهمون فهموند که هنوز دوستمون داره و برای آمرزش گناهامون کمکمون میکنه.

خلاصه اینکه اینبار چیزی برای گفتن ندارم جز اینکه شرمنده همتونم و دوستتون دارم.از ته دل میگم.چون شب نوشته ها رو تنها نذاشتید.سعی میکنم دفعه های بعدی حتماً با موضوع بیام.

برمیگردم...خداحافظی نمی کنم.

 

تنها آرزو و دعایم برای همه ایرانیان و حتی خود ایران عطای عزت و آبروی بیش از پیش از سمت خداست.به امید موفقیت و سربلندی ایران عزیزم.

 

نگاشته شده در پنجشنبه 27 فروردین1388ساعت 0:37 به قلم شب نویس| |


Design By : Night Skin